ترمهترمه، تا این لحظه: 16 سال و 7 ماه سن داره

ترمه دختر اصیل ایران زمین

روز تولدت

١٥ فروردین ١٣٩١ عزیزم صبح روز تولدت ساعت ده و نیم بیدار شدی وقتی از اتاقت بیرون اومدی کلی برات کف زدم و تولد مبارک خوندم خیلی ذوق کردی و این جمله مبارک (مبالکه) را از رو ز١٦ اسفند که تولد خاله لاله بود ، یاد گرفتی و و با دست زدن من ،تو  هم میگفتی مبالکه  صبحونه ات رو که خوردی بردمت جاییکه برات تزیین کرده بودم تا دوتایی باهم تولد بازی کنیم ساعت ١١ صبح یا قبل از ظهر بود کیک کوچولو هارو گذاشتم جلوت با شمعهای جادویی که هرچی فوتش میکردی بازهم خاموش نمیشد به تمام معنا خوشحال بودی و ذوق میکردی کلی باهم عکس گرفتیم من عاشق تولد در روز هستم ...از بچه گی دوست داشتم تولد رو روز بگیرم یک روز ...
26 فروردين 1391

تولدی دیگر (13 فروردین)

تولد مامانم روز سیزده فروردین هست ترمه جونم امشب برای مامانم تولد گرفتیم و تو واقعا از این بابت خوشحال بودی و ذوق میکردی و مامانم بیشتر چون وجود تو براش پر از عشقه   با همه وجودم همیشه از خدا سلامتی و طول عمر پدر و مادرم رو خواستم و از خدا خیلی متشکرم که دعا و آرزویم را اجابت کرده و میتونم سالهای سال این روزهای خاطره انگیز را با همه اعضائ حانوادم مخصوصا مامانو بابای گلم ،تجربه کنم خدایا واقعا هرچقدر شکرت را به جا بیارم باز هم کم هست  ١٣ فروردین 1391   ...
22 فروردين 1391

هشدار از طرف مدیریت

شاید هم هشداری برای کبرا  دُخی جونم بعد از اینکه با رمز عکس تولد مامانم را در وبلاگت گذاشتم متوجه شدم حذفش کردن ینده هم ، هم بیکار ..هم پرو ...هی آپلود کرم (چقدر هم که من بیکارم اینروزها) نتیجه اینکه: برام  عختار اومد (اخطار) مبنی بر اینکه :   درخواست از طرف : نی نی وبلاگ در 16/1/1391 با سلام خواهشمند است قانون آپلود عکس نی نی وبلاگ را رعایت نمائید. با سپاس و احترام فراوان   من هم براشون جواب فرستادم که: مدیریت محترم پست با رمز درج میشه و هر کسی قادر به دیدن نیست و فکر میکنم خارج از چارچوب قوانین هم نیست لطفا  به قدرت تشخیص و تصمیم گیری هر ف...
16 فروردين 1391

24 ماهگیت مبارک

چند روز دیگه دومین سال زندگیت را با هم جشن میگیریم عزیزم خیلی از داشتنت خوشحالیم ، مثل همه پدر و مادر هایی که بودن و داشتم فرزندشون بهوشون انرژی میده ماهم این حسو داریم و با تمام وجودمون طعمشو میچشیم قربون شکل ماهت برم دخترم داری روز به روز رفتارهات تکمیلتر میشه و طبیعتا عاقلتر . دیروز برای اولین بار مورچه را بهت معرفی کردیم که داشت وسط خونه  راه میرفت و تو با تعجب نگاهش کردی . از بابات خواستی که اونو بغل کنه و ازمن هم درخواست آب برای مورچه کردی که بخوره  .... کلمات رو بهتر بیان میکنی و در با دیدن هر بچه ای اون میگیری توی بغل و محکم میبوسیش ، حتی اگر برای اولین بار دیده باشیش انرژیت فوق العاده هست و از ادا وا...
12 فروردين 1391

عید 91

دُخی جونم اینو میشه به وضوح حس کرد که چقدر هر سال بوی عید کمتر میشه اما هرچقدر هم حوصله عید و تحویل سال نو نداشته باشم اما به چیدن سفره هفت سین علاقه و اعتقاد دارم و همه این حس قشنگ را از مادرم یاد گرفتم هر چقدر هم که حوصله و انرژی نداشته باشه  اما به بهترین نحو هفت سین را پهن میکنه و با ذوق تمام از ما میخواد بهش کمک کنیم   تقریبا 11 تا 12 ساله که هر سال هرچند به تعداد کم هم که بوده اما سفارش ساخت هفت سین را داشتم و این خودش باعث شده که برای خودمون ، چه در خانه پدر ام و چه الان که  متاهل شدم ..خیلی وقت صرف نکنم و سلیقه  به خرج ندم برای هفت سین. تقریبا برام رمقی نمیمونه امسال زمان تحویل ...
7 فروردين 1391

4 روز از سال 91 گذشت

دوستهای خوبم عید رو به تک تکتون تبریمک میگم و ممنونم از پیامهاتون من در حال خاظر اینترنت ندارم و الان هم برای عید دیدنی اومدم و مثل انسانهای ندید بدید چسبیدم به اینترنت صاحبخونه که تشکر و قدردانی کنم ازتون سالتون عالی و پر از سلامتی باز هم ممنونم
3 فروردين 1391

آرزوهام

نزدیک به تحویل سال نود که شد مثل بیشتر سالهایی که گذشت آرزوهامو نوشتم بر روی کاغذ و گذاشتمش لابه لای برگهای قرآن اما تغییر پارسال این بود که روی دیوار کاشی شده آشپزخونه  هم نوشتم تا بیشتر جلو چشم باشه چندتا از اونها رو بدست آوردم که انگار واقعا چشم این هستی و کائنات بهش خورد و باز خورد خوبی داشت چندتا دیگه اش موند و من هم موندم در حکمت به دست نیاوردنشون در چیه !! امسال هم همین کارو میکنم اما چیزی که بیشتر از همه این چند سال اخیر شده خواسته ام.. رفتن به چند سفر هست که هنوز نشده خیلی دلم پر میکشه و خیلی دلم میخواد برم اما نمیدونم چرا جور نمیشه..خیلی وقته که دلم مسافرت توریستی رو طلب نمیکنه همه فکرم شده زی...
28 اسفند 1390